مقاله9بررسی انیمیشن در دهه

مقاله9بررسی انیمیشن در دهه

مقاله9بررسی انیمیشن در دهه 80

مقاله9بررسی انیمیشن در دهه 80

 

فهرست مطالب

عنوان صفحه

 

چکیده1

مقدمه2

تولید انیمیشن به عنوان یک صنعت در حوزه صنایع هنری. 3

نقش مدیریت در تولید صنعتی انیمیشن. 4

روش شناسي تحقيق. 8

روش و ابزار جمع آوري داده ها و روايي و پايايي آنها10

روش تجزيه و تحليل داده ها10

تعیین جامعه آماری. 10

یافته های پژوهش... 11

نتیجه15

فهرست منابع. 18

 

چکیده

صنعت انیمیشن در طول نیم قرن از اولین تولیدش در ایران، به دلایل مختلفی اعم از ورود افراد از رشته های غیرمرتبط به عرصه این صنعت و بکارگیری آنان در خط تولید و بسیاری دلایل دیگر در مقایسه با مقیاس جهانی پیشرفت زیادی نداشته است. بخشی از این دلایل عدم توفیق، حاصل عدم مدیریت صحیح در روند تولید انیمیشن بوده است. لذا در این تحقیق، بابررسی شاخ صهای تاثیرگذار در مولفه مدیریت، دلایل عدم توفیق صنعت انیمیشن در ایران در دهه 80 - 1390 مورد بررسی قرار گرفته است. مبناي فلسفي پژوهش، اثبا تگرايي و با جه تگيري کاربردی، انجام شد. رو كيرد پژوهش قياسي، صبغه پژوهش کیفی- كمّي و به صورت ميداني انجام گرفت. پژوهش حاضر، بصورت توصيفي بوده و ابزار گردآوري داد ه ها، مصاحبه و پرسشنامه م یباشد. در این مطالعه از روش دلفی استفاده شد. نتایج حاصله، با استفاده از آزمون آماری واريانس فريدمن تحلیل گردید. نتایج نشان داد شاخ صهای “فقدان ساختار استاندارد تولید صنعتی در استودیوهای تولیدی” و “ناآشنایی مدیران با روش مناسب تولید انبوه” و “ناآشنایی مدیران با اصول مدیریت سرمایۀ انسانی در استودیوها”، اصلی ترین دلایل در حوزه مدیریت تولید را در بین سایر شاخ صها به خود اختصاص دادند.

واژه های کلیدی: انیمیشن صنعتی، مدیریت تولید، تولید انبوه، سازمان هنری.

 

مقدمه

در ایران، انیمیشن به واژه پویانمایی و در برنامه های تخصصی، انیمیشن، گاه با واژه هایی همچون متحرک سازی، جانبخشی، مضحک قلمی، فیلمسازی تک فریم، نقاشی متحرک و تصویر متحرک اتلاق گردیده است (امیر شاه کرمی، 1383 )آثار انیمیشن را م یتوان براساس انگیزه و هدف اصلی تولی دکنندگان آنها به دو گروه کلی تقسیم نمود: انیمیشن مستقل و انیمیشن تولید انبوه(فرنیس، 1384 ) میتوان نقطه آغاز صنعت انیمیشن را سال 1910 میلادی و در کشور آمریکا دانست و نیویورک را نیز به عنوان مرکز اصلی انیمیشن آن روز با داشتن استودی وهای مجهز تولید انبوه برشمرد (بندازی، 1385 )ولی تاریخچه حقیقی تولید انیمیشن به سال 1890 - 1892 برخواهد گشت که با ساخت اولين فيلم انيميشن توسط چارلز اميل ريناد بنا نهاده شد.

صفورا ( 1390 ) در نامه هنرهای نمایشی و موسیقی به نقل از فرنیس ( 1384 ) درباره تولید انبوه و صنعتی انیمیشن می نویسد:“در دهه 1910 تغییرات بسیاری در صنعت فیلم اتفاق افتاد، درایالات متحده، زمانی که MPPC قدرت استودیو ها را استحکام می بخشید، روال تولید فیلم زنده در آمریکا از فرایندی شخصی و کارگروهی کوچک، تبدیل به روش خط تولید شد که افرادی بسیار را با طبق هبندی دقیق مشاغل به کار م یگرفت. دونالد کرافتون معتقد است که در اوایل دهه 1910 صنعت انیمیشن نیز به سوی

خط تولید مشابهی حرکت کرده است”(صفورا، 1390 ).

پس از ورود تلویزیون و نیاز آن به تولیدات متنوع انیمیشن، این هنر به آرامی به سمت هنر- صنعت گام برداشت و به تدریج صنعت انیمیشن در جهان تحولات مهمی را پشت سرگذارد. استودیوهای بسیاری بر تولیدات انبوه متمرکز شده و تجربیات و پیشرف تهای چشمگیری را تجربه نمودند. “در ایران با گذشت بیش از نیم قرن از ورود این هنر به کشورمان، بر خلاف مقیاس جهانی، شتاب رشد این صنعت آهنگ کندی داشته و علی رغم پیشرف تهایی قابل توجه، تولیدات انیمیشن صنعتی در بٌعد کمی و کیفی دچار چالش ها و مشکلات عدیده ای می باشد” (لنگرودی، 1390 ).

بخش مهمی از این دلایلِ عدم توفیق انیمیشن، حاصل عدم وجود سیستم مدیریت صحیح در روند مراحل تولید آثار انیمیشن صنعتی بوده است. از آنجایی که تاکنون چنین مطالع های در ایران با نگاه بررسی علل عدم توفیق انیمیشن با رویکرد مدیریت انجام نگرفته بود، با بهر هگیری از نظرات متخصصین این رشته از

طریق مصاحبه و پرسشنامه، داد ههای تحقیق جمع آوری گردید.

مبناي فلسفي پژوهش پیش رو، اثبا تگرايي بوده و با جه تگيري کاربردی، تحقیق انجام پذیرفته است. به این ترتیب، مطابق فلسفه پژوهش، پرسشنامه در بین متخصصین و صاحب نظران این رشته توزیع و پس از جمع آوری و سامان دهی نظرات آنها، دسته بندی و اولویت بندی نتایج صورت پذیرفت. این پژوهش از نوع توصیفی و با رو كيرد کاربردی انجام شد و از آن جایی که مدلی مدون برای بررسی شناخت آسیب های تولید صنعتی انیمیشن در دهه گذشته وجود نداشت، روش دلفی برای بررسی داده مدنظر قرار گرفته و همچنین نتایج نهایی با آزمون آماری واريانس فريدمن، تحلیل شد. اولوي تبندي شاخ صهای موثر در مولفه مذکور، مطابق با نظر متخصصین صورت پذیرفت که در پایان، شاخصهای تاثیرگذار بر عدم توفیق انیمیشن در مولفه مدیریت تولید در دو حوزه تولید کننده و سفارش دهنده، به صورت کمی بررسی و ارائه شد.

 

تولید انیمیشن به عنوان یک صنعت در حوزه صنایع هنری

صنعت تولید انیمیشن به عنوان یکی از زیر مجموعه های کلان صنعت سینما، ب یشک یکی از مهمترین و سودآو رترین صنایع هنری شناخته میشود. این هنر صنعت در پیمودن راه پیشرفت تا جایی توسعه یافت که توانست خود را به عنوان هنر هشتم در تقسی مبندی جهانی هنر مطرح کند. همچنین دامنه مخاطبان خود را گسترش داده و توانسته است طیف وسیعی را مجذوب و شیفته خود گرداند. با پیشرفت تکنولوژی و مصنوعات دست بشر و ورود به دنیای دیجیتال، چنان چشم اندازی فرآروی این هن ر صنعت قرار گرفت، که دیگر برای انتهای آن نم یتوان هیچ حد و مرزی را متصور بود. در شیوه تولید صنعتی (انبوه) در طراحی محصول، از متخصصان ماهر استفاده میشود، اما روند ساخت توسط کارگران یا کارمندان غیرماهر صورت میپذیرد و افراد غیرمتخصص و کارگران که ماشینها و ابزارهای گران و تک منظوره را هدایت می کنند، در بخش ساخت فعالیت میکنند و نیز به دلیل گرانی در تغییر سیستم، از نوآوری در طرح خودداری می شود. در نتیجه، محصول به بهای از دست رفتن تنوع و به دلیل وجود رو شهای کاری که برای کارکنان کسالت بار است، ارزان تر در اختیار قرار می گیرد. در این شیوه، تقسیم کار برای نیروی کار، تا مرز خاص و ممکن صورت می پذیرد و تنهامدت زمان محدودی جهت آموزش نیروها صرف می شود. از سوی دیگر، تولید کننده، در این روش تلاش می کند از مواد اولیه تا سایر مراحل را توسط افرادی بسیار محدود تولید کند. به علاوه، از ابزارهایی استفاده می شود که در هر زمان صرفا یک وظیفه را انجام می دهند. از طرفی، در نهایت تنوع تولید کم و به همین علت هزینه ها، روند نزولی پیدا می کند(عابدی، 1381 ).

صنعت انيميشن هر روز كه ميگذرد، موفقي تهاي بيشتري را از آن خود ميكند. استقبال تماشاگران سينما و برنامه های تلویزیونی در سراسر جهان از محصولات انيميشن، باعث شده تا كمپانيهاي فيلمسازي و تهيه كنندگان تلویزیون و سينما، توليد انبوه محصولات انيميشن را در دستور كار خود قرار دهند و در كنار توليد فيلمهاي زنده، توليدات انيميشن خود را نيز رونق دهند

نقش مدیریت در تولید صنعتی انیمیشن

مديريت در بخش توليد انيميشن در ايران جايگاهي بس مهم دارد. ولي متأسفانه نگاه مديران و تصميم گیرندگان به روند توليد و نيروهاي متخصص، بسيار ابتدايي و آماتور است. مشكل رشدمنفي تولیدات از لحاظ يكفيت، در حال حاضر با توجه به توليداتي كه در اين حوزه انجام ميگيرند، بارز است. وقتي از نزديك به روند توليد نگاه ميشود، دليل مهمی از اين پسرفت را به وضوح ميتوان در ورود بيروية نيروهاي بي تجربه براي تجربه اندوزي در حوزة اجرایی و مدیریتی، كه بي شتر جايگاه افراد حرف هاي است، دانست.

فعالیت انیمیشن کاری پرزحمت و زما نبر است که محاسبه قدم به قدم پیشرفت کار در آن لازم، اما تقریبا ناممکن است. گرو ههای کاری مختلف که هر یک قسمتی از کار را بر عهده دارند و اغلب به طور جداگانه بر روی یک بخش از اثر کار میکنند ولی خصوصیات فردی هنرمندان درگیر پروژه، هماهنگ سازی کار را تا سرمقصد منظور دشوارتر می نماید. به خصوص آن که در روش تولید انبوه بایستی بخشی از پروژه را به یک تولیدکننده پیمانکار سپرد، در تولید استاندارد انیمیشن که تعدادزیادی در خود پروژه و کارهای جانبی آن مشغول به فعالیت میشوند، بایستی پروژه به وسیله ناظران بی شمار رصد و تعریفی استاندارد از وظایف عوامل تنظیم، و براساس آن روندتولید، برنامه ریزی شود. هر بخش کاری به چند جزء تقسیم می گردد و هر یک از اجزاء، زیر نظر شخصی کار می کند که آن شخص خود زیر نظر یک سرپرست بخش، فعالیت نموده و خود پاسخگوی مقام بالاتر می باشد که به نسبت بزرگی پروژه،این سلسله مراتب چیده خواهد شد. در واقع مدیران درگیر در بخ شهای مختلف تولید، همانند هنرمندان تئاتری خیم هش ببازی هستند که هر چه تئاتر بزر گتر، تعداد هنرمندان، هماهنگی و تقسیم وظایف بیشتر خواهد شد و ایفای نقش مفید، موثر و به هنگام هر هنرمند است که باعث نمایش یک تئاتر زیبا و هماهنگ خواهد شد.

انديشمندان متعدد به شيو ههاي متفاوتي تئوريهاي سازمان و مديريت را طبقه بندي كرد هاند كه غالباً سه مكتب اصلي مديريت علمي، مديريت روابط انساني و مديريت سيستم ها در تمامي آنها ملاحظه مي شود.

رابرت مرتون تعاریف سازما نها را در دو مدل عمده تقسی مبندی میکند: “در مدل ایده آل، متفکران نظر خود را معطوف به آن که سازمان چگونه باید باشد، مینمایند و مدلی آرمانی را متصور می شوند که البته مشکلاتی خاص خود را دارد که از این بین میتوان به اختلافات فردی، اختلافات گروهی، اختلافات سازمانی، اختلافات طبقاتی، تفاوت های محیط فرهنگی و اجتماعی اشاره نمود که اکثر آنها متاثر از آن است که افراد یک سازمان براساس آنچه هست زندگی می کنند نه آنچه باید باشد. در مدل تجربی، سازمان براساس یک یا چند سازمان که نسبتاً عملکرد موفقی داشته اند، تعریف می شوند. این مدل، مدلی مناسبتر و کاربردی تر از مدل ایده آل در تعریف یک سازمان است.

هارولد کننز ، مدیریت را مهمترین زمینه فعالیت انسانی سازمان م یداند و معتقد است که “ وظیفه اصلی مدیران در تمام سطوح و در همه واحدهای مختلف، این است که محیطی را طراحی و نگهداری کنند تا در آن، اعضاء بتوانند به صورت گروهی با یکدیگر کار کرده و به اهداف تعیین شده دست یابند.

مدیریت در یک سازمان هنری، امری پیچیده تر از دیگر سازما نهاست. مدیر این سازمان، علاوه بر داشتن دانش مدیریت و تئوری های پیش روی آن، بایستی سازمان هنری، عوامل وتوانای یهای خاص آنها که همان خلاقیت فردی است را شناخته و براساس ویژگیهای آنها به برنامه ریزی، نظارت و هدایت سازمانِ هدف بپردازد. در دیدی کلی، آنچه که یک مدیر هنری باید به آن اشراف داشته باشد، بهر هگیری از کاربردهای امور هنری دراختیار خود، با استفاده از ارکان (چرخه) مدیریت است. شناخت هنرمند خلاق یکی از لازمه های یک مدیر سازمان هنری است.

بنا به گفته فرد فولر ، “موثرترین سبک رهبری، بستگی به ماهیت موقعیتی دارد که فرد رهبر در آن قرار گرفته است” (مرکز مطالعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 1377 ). مدیریت یک سازمان هنری، بستگی مستقیم با ماهیت و کارکرد آن سازمان دارد. مدیریک سازمان هنری با هدف تولید و پخش محصولات صوتی وتصویری، همانند همه مدیران پنج وظیفه اصلی برنامه ریزی، سازماندهی، فرمانده ، هماهنگی و کنترل را داراست با این تفاوت که این وظایف باید متناسب با کارکرد سازمان انجام گیرند و با آن هماهنگ شود. از این رو شناخت سازمان هنری و قابلیتها، کارکردها و عوامل آن به عنوان اولین گام، برای مدیر امری حیاتی به حساب می آید.

یکی از سازمانهای هنری خلاق که اصل تشکیل آن بر خلاقیت اعضای هنرمند آن استوار است، حوزه انیمیشن میباشد. دکترمحمد علی حسین نژاد در مقاله خود این سازما نهای خلاق در حوزه انیمیشن را از چهار بخش مورد اهمیت برمیشمارد:

”زمینه ها و ضرور تها از جنبه نظری، مختصات ساختاری و مدیریتی، قلمرو و گستره ی فعالیت، محوریت طراحی، سازماندهی پروژه در آنها و معرفی نگر شها و رویکرد تازه و موثر در این زمینه”(حسی ننژاد، 1388 ).

به بیان دیگر در سینمای استاندارد جهانی، مدیریت تولید ای نگونه تعریف میشود که فرد یا گروهی به اختیار خود (مدیران تولید موسس مجموعه) یا با اختیارات تفویضی یک سفار شدهنده (مدیران به خدمت گرفته شده)، همه بخ شهای روند ساخت یک فیلم انیمیشن سینمایی یا تولید تلویزیونی را با بهره

 

 

جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید


 


28 خرداد، 1396