مقاله11_زبان شناسی فارسی

مقاله11_زبان شناسی فارسی

مقاله11_زبان شناسی فارسی

مقاله11_زبان شناسی فارسی

 

پيشگفتار

در بررسي پديده­هاي اجتماعي و طبيعي، شايد كمتر به پديده­اي برخورد كنيم كه به اندازه زبان انعطاف پذيري و تحول داشته باشد.

تحقيقات زبان شناسي نشان مي­دهد كه زبان به موازات هر تحول اجتماعي و اقتصادي و علمي و صنعتي به تكاپوي مي­افتد و با خودجوشي بي­نظيري برطبق قوانيني كه پيشتر آنها بر ما ناشناخته است، خود را با تحولات زمان سازگار مي­كند و يا پا به پاي آنها پيش مي­رود و سريعا بافت بيروني خود (نظير واژگان) و بتدريج بافت دروني خود (نظير ساختمان) را تغير مي­دهد و با تحولات همگام مي­شود.

همچنين تحقيقات مربوط به زبان فارسي، اين ميراث گرانقدر ملي و فرهنگي ايرانيان همچون آيينه، ابزاري است بس ارزشمند كه پي بردن به رازهايش ما را توانا مي­سازد تا به زير و بمهاي تحولات دورانهاي اجتماع بشري دست يابيم و اسرار پيشرفت و عقب ماندگي آنها را كشف كنيم چه ما با زبان مي­اندشيم.

 

در اين پژوهش

v ابتدا تاريخچه واژه وند را گزارش كرده­ايم.

و سپس تعريفي از وند در سير تحولات دستور زبان فارسي ارائه شده و به نمونه­هاي وند از دروه فارسي ميانه تا كنون پرداخته­ام و در نتيجه­گيري سعي كرده­ام از منظر زبانشناسي ساختگرا در مكتب پراك (فرماليست­ها) نگاهي به وندهاي زبان فارسي داشته باشم چرا كه در مكتب ساختگرا به اجزاء واژه توجه خاصي دارند و نگاهي گذرا به كاربرد وندها و بخصوص پسوندهاي زبان فارسي در محور همنشيني و جانشيني داشته­ايم.

 

زبان در دوره باستان

قديمترين دوره­اي كه از زبانهاي ايراني آثار و مداركي در دست داريم دوره باستان خوانده مي­شود. مسلم است كه در اين دوره زبانهاي متعددي در ايران به كار مي­رفته است. چنانكه داريوش در كتيبه بيستون از اقوام متعددي در نواحي مختلف ايران به ويژه در نواحي شرقي و شمال شرقي مي­زيستند نام برده نظير پارت، سغد، خوارزم، هرات و بلخ. و به يقين مردمان هر يك از اين نواحي به زبان خاص خود تكلم مي­كرده­اند.

از ميا زبانهاي متعدد ايراني در دوره باستان كه همگي از زبان ايراني كهن منشعب شده تنها آثار و مداركي از چهار زبان:

مادي، سكايي، اوستايي و فارسي باستان بازمانده است.

 

 

جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید


 


28 خرداد، 1396